All for Joomla All for Webmasters

images/sample/slideshow/logo-loading.png

تالار گفتمان

سوالات خود را جست و جو کنید و اگر جوابی نیافتید، با ایجاد یک بحث جدید، از دیگران راهنمایی بگیرید
"بررسي دلايل اخلاقي مخالفان شبيه سازي انسان"

چکیده
شبیه سازی انسان یکی از موضوعات چالش برانگیز در حوزه اخلاق پزشکی است که موافقان و مخالفانی دارد. این مقاله به بررسی دلایل مخالفان شبیه سازی انسان و نقد آنها می پردازد. روش تحقیق در این مقاله توصیفی- تحلیلی است. ابتدا مهم ترین دلایل مخالفان شبیه سازی انسان بیان شده و سپس تحلیل و نقادی شده است. برخی از این دلایل عبارتند از: نقض کرامت انسانی و استقلال فردی، نقض اصل اختیار و کسب رضایت آگاهانه، ایجاد مشکل نسب و تهدید بنیان خانواده، وسیله قرارگرفتن انسان و تبدیل شدن او به کالا، خطر اصلاح نژادی، و غیر طبیعی بودن این فناوری و دخالت در کار خداوند. نظر مؤلف این است که دلایل عقلی مخالفان در ممنوعیت اخلاقی شبیه سازی مخدوش بوده و نادرستی ذاتی این فناوری نوین را اثبات نمی کند. بنابراین با توجه به فواید زیاد این فناوری در صورت موفقیت و رفع عیوب آن، انجام تحقیقات علمی در این زمیه جایز است و شبیه سازی انسان به طور محدود و کنترل شده به لحاظ اخلاقی، فاقد اشکال است و نتایج سوئی ندارد.
کلید واژه ها:
فلسفه اخلاق، شبیه سازی انسانی، کرامت انسانی، استقلال فردی، غایت مندی انسان.
مقدمه
شبیه سازی انسان یکی از مسائل چالش برانگیز بشر امروزی است. با پیشرفت های فناوری زیستی و توفیقات دانشمندان در شبیه سازی حیوانات این مسئله مطرح شد که آیا بکارگیری این فناوری در مورد انسان و شبیه سازی انسان درست است یا نه؟ حقوق دانان، عالمان دینی و فیلسوفان اخلاق به بررسی جواز یا ممنوعیت شبیه سازی انسانی از جهات مختلف حقوقی، دینی و عقلی پرداختند. این مساله مانند هر مساله جدید دیگر مخالفان و موافقانی دارد. در کشور ما نیز مقالات متعددی در این زمینه نوشته شده است که نوعاً در مخالفت باشبیه سازی انسانی بوده است. این محققان، دلایل متعددی در باب مخالفت با این فناوری ذکر کرده اند که عمدتاً برگرفته از منابع غربی است. هدف از این مقاله، بررسی صحت و سقم آن دسته از دلایل عقلی است که فیلسوفان اخلاق در مخالفت با شبیه سازی انسانی ذکر کرده اند. نظر نگارنده این است که عمده دلایل ذکر شده، صحیح نبوده و نادرستی ذاتی شیه سازی را اثبات نمیکنند. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی پس از بیان دلایل مخالفان شبیه سازی انسان، آنها رابه نقد کشیده است.
تفاوت شبیه سازی از عین سازی
قبل از پرداختن به دلایل مخالفان شبیه سازی و نقد آنها لازم است نکته مهمی را که باعث ایجاد کژفهمی هایی در مساله شبیه سازی انسانی شده است متذکر شویم. این کژفهمی ها عمدتاً متأثر از داستان ها، پیش گویی ها و فیلم های تخیلی (3) ساخته شده در این موضوع است. (1)
یکی از کژفهمی های مربوط به شبیه سازی، معادل دانستن آن با مفهوم «عین سازی» است. برخی تصور کرده اند با شبیه سازی می توان یک فرد را عیناً با تمام خصوصیات ظاهری و رفتاری اش ایجاد نمود. بحث هایی چون جاودانه زیستن، زنده نمودن افرادی چون هیتلر، اینشتین، هنرمندان مشهور سینما و غیره از این پندار نادرست شکل گرفته اند. (2) این پندار نادرست از آنجا ناشی می شود که عده ای شخصیت را معادل ژن می دانند و خواسته یا ناخواسته قائل به جبر ژنتیکی شده اند. از این رو، چون فرد کلون شده دقیقاً همان الگوی ژنی فرد اصل (دهنده سلول) را دارد، لذا شخصیت فرد کلون شده و اصل را یکی و عین هم می دانند. اما حقیقت این است که ساختمان ژنی یکی از عوامل تعیین شخصیت انسانی است. رفتار آدمی صرفاً متأثر از ژن ها نیست بلکه فقط به نحوی از آن متأثر است. به عبارت دیگر تأثیر ژن ها بر رفتار آدمی به نحو اقتضاء و علیت ناقص است نه به مطلق و نحوه علیت تام. (1) آرتور کاپلان، استاد دانشگاه پنسیلوانیا در حالی که بر این باور است که استعداد ریاضی، انواع شخصیت، بیماری روانی، همجنس گرایی و چاقی همه ریشه های ژنتیکی دارند اما هشدار می دهد: «کار احمقانه ای است اگر بپنداریم که رفتار ما معادل با ژن ها است. آشکار شده است که حتی دوقلوهای همسان یک خانواده، رفتاری کاملاً مشابه ندارند. ژن ها فقط اجزای یک مخلوط هستند». (3) عوامل محیطی یکی دیگر از عوامل تأثیرگذار بر شخصیت انسانی است. مجموعه عواملی که از لحظه انعقاد نطفه تا پایان عمر فرد را احاطه کرده اند و موجبات شکل گیری شخصیت او از خصوصیات فیزیکی تا نوع تعامل او با دیگران و محیط را فراهم می سازد به عنوان عوامل محیطی محسوب می شوند. با این تعریف، محیط دارای متغیرهایی بسیار گسترده ای می باشد. محیط اطراف هسته سلول تخم (سیتوپلاسم)، محیط زیستی، محیط خانوادگی، محیط طبیعی، محیط اجتماعی، محیط فرهنگی و غیره همگی از عوامل محیطی بر شکل گیری شخصیت فرد محسوب می شوند. (1) هیچگدام از عوامل ژنتیکی و محیطی به تنهایی در شکل گیری شخصیت مؤثر نیستند. بلکه از تعامل این دو، شخصیت و خصوصیات رفتاری افراد شکل می گیرد. لذا صحیح نیست که انتظار داشته باشیم فرد کلون و اصل چون از نظر عوامل ژنتیکی همانند هستند، پس شخصیت و خصوصیات رفتاری یکسانی داشته باشند. این امر حتی در بین دوقلوهای همسان یا تک تخمی که الگوی ژنی یکسان دارند مشاهده نمی شوند. چرا که محیط به مفهوم عام بسیار تأثیرگذار است. مطالعات نشان داده است که تطابق رنگ چشم، خطوط انگشتان، قد و وزن دیگر خصوصیات فزیکی در دوقلوهای همسان نیز تطابق ندارد. همچنین آزمایشات کلونینگ روشن ساخته است که خصوصیات ظاهری فرد کلون و اصل همیشه یکسان یا مشابه نیستند مثلاً گربه ای در سال 2001 شبیه سازی شد که رنگ موهایش نسبت به گربه اصل متفاوت بود. علت این عدم تطابق ها یکی، عوامل محیطی و دیگری عملکرد تصادفی و قابل تغییر ژن ها ذکر شده است. (1)
دلایل مخالفان شبیه سازی و نقد آنها
1. نقض کرامت انسانی و نگرانی از تولید انسان به عنوان کالا
اولین دلیلی که معمولاً مخالفان شبیه سازی در منع این فناوری ذکر می کنند، نقض کرامت انسانی است. کرامت به معنای عزت و شرف و معادل واژه dignity است که در منشور سازمان ملل متحد و اعلامیه جهانی حقوق بشر، رعایت آن ضروری شمرده شده است. (4) عزت و کرامت دو نوع است: کرامت ذاتی که مختص هر موجود انسانی است و از ا جدایی ناپذیر است و حتی قاتلان و مجرمان از این کرامت ذاتی برخوردارند و به هیمن خاطر ما مسائل انسانی را در مجازات مجرمان رعایت می کنیم؛ و کرامت غَرضی و غیر ذاتی که اکتسابی است و به واسطه فضایل و کمالات اکتسابی انسان ها به آنها تعلق می گیرد. آنچه در اینجا محل بحث است، کرامت ذاتی انسان است. به اعتقاد مخالفان، انسان شبیه سازی شده از همان کرامت و منزلتی که انسانهای دیگر برخوردارند، بهره مند نخواهد بود. بلکه با او مانند کالای تولید شده و محصول کارخانه ای رفتار خواهد شد و احتمال شکل گیری برده داری نوین وجود خواهد داشت که هوی و هوس پدیدآورندگان بر موجودات شبیه سازی شده مسلط خواهد بود. (5) مخالفان شبیه سازی انسان، صرفاً مدعی تعارض شبیه سازی با کرامت انسانی هستند ولی به هیچ وجه، توضیح نمی دهند که چگونه شبیه سازی کرامت انسانی را نقض می کند. آنها فقط می گویند که شبیه سازی به سبب نقض اصل کرامت انسانی نارواست. زیرا شأن و منزلت انسان شبیه سازی شده را به اندازه یک «کالا» می کاهد که به آسانی در معرض تجاوز و نقل و انتقال قرار می گیرد و از منزلتی همسان دیگر انسان ها برخوردار نیست. در واقع، به موجود پدید آمده در اثر شبیه سازی به عنوان یک محصول تولیدی نگریسته می شود که بر کنار از احساسات و عواطف انسانی به حیات خود ادامه می دهد و در موقع لزوم از آن بهره گرفته می شود. (6)
بنابراین، مخالفان، نقض کرامت انسانی را از جهت تبدیل شدن انسان به یک کالا و نقض حقوق انسانی او(2) می دانند. آنها معمولاً با تمسک به اصل «احترام به اشخاص انسانی» کانت، استفاده ابزاری و کالاگونه از انسان را خلاف شأن و کرامت انسانی می دانند. (7)
این گونه نگرانی ها بیشتر ناشی از تولید فیلم های سینمایی نظیر «دنیای قشنگ نو» است که در آنها شبیه سازی انسان برای تولید طبقه کارگر یا کپی های بسیار از ژنوم خاص برای خدمت به اهداف سودجویانه اجتماعی و فردی بدون توجه به حقوق و رفاه انسان های تولید شده مورد استفاده قرار می گیرد. تصویری که این مخالفان از دنیای آینده که شبیه سازی در آن ازاد است، ارائه می کنند، دنیایی است که کودکان شبیه سازی شده مانند کالاهای مصنوعی دست ساز با تولید شده در کارخانه ها خواهند بود که افراد با مراجعه به کاتالوگی که تصاویر کودکان آینده و شرح مختصری از خصوصیات آنها در آن درج شده، کودک مورد نظر خود را سفارش می دهند. جنبه دیگر از ابزار شدن انسان های تولید شده از راه شبیه سازی که باز برگرفته از تخیلات سینماگران است، آن است که انسان تولید شده به عنوان ذخیره و زاپاسی از انسان اصلی است که هرگاه برای یکی از اعضای بدنی او مانند قلب یا کلیه ها مشکلی ایجاد شد، انسان تولید شده را قربانی کرده و اعضای بدنش را به انسان اصلی پیوند می زنند. (3)
همانطور که برخی از محققان مفهوم کرامت انسانی را مبهم و گنگ خوانده اند (8)، به نظر می رسد که شبیه سازی ذاتاً هیچ تلازمی با نقض کرامت ذاتی انسان ندارد. ادعای نقض کرامت انسانی بوسیله شبیه سازی، بیشتر ناشی از سیاه نمایی و فیلم های تخیلی است. وگرنه اگر از شبیه سازی چنین تصویری داشته باشیم که دو زوج نابارور پس از سال ها انتظار و ناکامی در بچه دار شدن به پزشک مراجعه می کنند و پزشک به آنها نوید می دهد که بر اساس پیشرفت های جدید علمی، باروری سلول ها در خارج رحم و کاشت آن در رحم خود مادر امکان دارد، هیچ کس تصور نقض کرامت انسانی نخواهد کرد.
کرامت ذاتی انسان، شأن هر موجودی که به او انسان اطلاق می شود. انسان تولید شده از راه آمیزش جنسی با انسان تولید شده از راه شبیه سازی چون هر دو انسان هستند، دارای این شأن و کرامت ذاتی هستند. چگونگی پیدایش و راه تولید مثل آنها هیچ دخالتی در انسانیت آنها ندارد. به همین خاطر برخی از محققان بحث «کرامت انسانی» را بیشتر یک لفاظی اخلاقی دانسته اند تا یک بحث علمی و محتوایی. به اعتقاد ایشان خیلی مشکل است که فهمید چرا کرامت یک فرد را باید وابسته به منشاء پیدایش او کرد تا وابسته به ذات خودش.» (9) انسان شبیه سازی شده، هیچ تفاوتی با دیگر انسان ها ندارد و دارای تمامی حقوق و شئون انسانی است. لذا کسی حق برده گرفتن، خرید و فروش، استفاده از اعضای بدن او را بدون اجازه اش ندارد. این اشکال که ممکن است برخی از انسان ها به خاطر هوی و هوس خود، شأن و کرامت انسانی را در مورد انسان های تولید شده از راه شبیه سازی رعایت نکنند و برده داری نوین ایجاد شود، اشکالی است که در هر زمان و مکان نسبت به هر انسانی ممکن است رخ دهد. در گذشته شاهد برده داری بودیم که برخی از انسان ها خود را مالک و ارباب برخی دیگر از انسان ها می دانستند و آنها را همچون کالا خرید و فروش می کردند و همچون ابزار مورد استفاده قرار می دادند؛ همواره افراد سودجویی وجود داشته اند که کودکان بی سرپرست را ربوده یا از والدین فقیرشان خریداری می کردند و سپس اعضای بدن آنهارا به ثروتمندان بیمار می فروختند. بنابراین استفاده ابزاری از انسان ها اختصاصی به شبیه سازی ندارد. همانطور که با پیشرفت جوامع از حیث آگاهی، فرهنگ و تمدن و ارتقاء شعور اخلاقی انسان ها و وضع قوانین جهانی در مورد کرامت انسانی، جلوی برده داری و دیگر اعمال غیرانسانی گرفته شد، امروز نیز با وضع قوانین مناسب می توان از سوء استفاده های احتمالی از شبیه سازی جلوگیری کرد و از این فناوری، به طور محدود و تنها برای اهداف انسانی مانند کمک به زوجین نابارور استفاده کرد و هر گونه شبیه سازی که در آن انسانیت افراد تولید شده، کالا و ابزار قرار می گیرد ممنوع است.
2. پایین آمدن ارزش و شأن انسانی
اشکال دیگری که مخالفان، به شبیه سازی انسان وارد می کند، پایین آمدن شأن و ارزش انسانی است. بر اساس این اشکال که در راستای اشکال قبلی است، انسان تولید شده از طریق شبیه سازی نمی تواند از شأن و ارزش انسانی برابری با دیگر انسانها برخوردار باشد. چون این انسانها نتیجه یک فرایند آزمایشگاهی و کارگاهی هستند. اما دیگر انسان ها نتیجه عمل والدین خود برای تحقق یک آرزو هستند. هر یک از والدین نقش فعالی در تولد فرزند خود، تربیت، احترام و ارتقاء شأن او تا حدّ یک شخص کامل دارند. (9)
پاسخ این اشکال نیز از پاسخ قبلی روشن است. انسان از راهی که متولد شده باشد، چون انسان است، ارزش و شأن یکسان با دیگر انسان ها دارد. همانطور که اخلاق به ما اجازه نمی دهد برای برخی از انسان ها به خاطر رنگ پوستشان، ارزش و احترام بیشتر یا کمتری قائل شویم، همچنین اجازه نمی دهد به خاطر نحوه تولد انسان ها در شأن انسانی شان، تفاوت قائل گردیم. البته با مشروط کردن جواز شبیه سازی به برخی موارد مانند وجود والدین، می توان این مشکل را برطرف کرد. والدین می تواند نسبت به فرزند متولد شده خود از طریق شبیه سازی، همان مراقبت، تربیت، عشق ورزی، احترام و ارزش را قائل باشند. اینکه منشأ ایجاد نوزاد از طریق لقاح از طریق عمل جنسی بوده یا از طریق لقاح مصنوعی تفاوتی در شأن انسانی فرد ندارد.
3. نقض اصل استقلال فردی
شاید مهم ترین دلیلی که مخالفان در رد شبیه سازی انسانی اقامه می کنند تمسک به اصل استقلال فردی (Autonomy) است. بر اساس این اصل، هر موجود انسانی، از استقلال و احترام فردی برخوردار بوده و بر تمام شئون زندگی خود حاکم است و دیگر انسان ها حق ندارند این استقلال و آزادی را از او سلب کنند و به زور و بدون رضایت، او را بر انجام کاری مجبور سازند. مطابق این اصل، در تحقیق بر روی سوژه های انسانی، حقوق اشخاصی که قادر به تصمیم گیری هستند، باید رعایت شود و اطلاعات لازم در مورد نوع بیماری، درمان، تحقیقات و آزمایشات به او داده شود. همچنین حقوق افرادی مانند دیوانگان و کودکان که قادر به تصمیم گیری نیستند باید رعایت گردد. (6)
اصل احترام به استقلال فردی را معمولاً از اصل غایات کانت نتیجه می گیرند. «اصل غایات» یا «اصل انسانیت» کانت می گوید: «همیشه چنان رفتار کن که انسانیت را چه در خودت و چه در دیگری، همیشه به عنوان غایت در نظر بگیری، و نه هرگز چون وسیله ای صرف». (10) کانت هر گونه استفاده ابزاری انسان را منع می کند واز ما می خواهد همیشه در رفتارهایمان با خود یا انسان های دیگر، انسانیت را هدف و غایت قرار دهیم نه وسیله صرف. از اصل استقلال فردی، اصل دیگری نتیجه می شود که اصل منع قیمومیت مآبی نسبت به انسان دیگر مخصوصاً افراد بالغ است. بر اساس این اصل، هیچ کس از نظر اخلاقی حق ندارد بر سرنوشت دیگر افراد حاکم گشته و برای آنها تصمیم گیری کند. (6)
اصل استقلال فردی، در واقع، از اصل کرامت و ارزش ذاتی انسان مشتق می شود. انسان چون موجودی است که ذاتاً روی ارزش و کرامت بوده و آزاد آفریده شده است، بنابراین در ارتباط با او باید اراده، خواست، آزادی و حاکمیتش بر جان و مال و سرنوشت خویش به رسمیت شناخته شود. هیچکس حق ندارد به زور، اراده آزادی را از او سلب کند و بر سرنوشتش حاکم گردد.
سلب استقلال فردی و آزادی انسان های شبیه سازی شده از چند جهت می تواند صورت بگیرد که هر یک از این جهات می تواند از سوی مخالفان به عنوان دلیل مستقلی علیه شبیه سازی انسانی احتساب گردد.
3-1. سلب استقلال فردی به خاطر انتظارات والدین
از نظر مدافعان حقوق بشر، شبیه سازی انسان منجر به سلب استقلال و ازادی افراد تولید شده می گردد. سلب آزادی انسان کلون شده ممکن است از چند جهت صورت گیرد: اول، نقض استقلال افراد به واسطه انکار آینده ای باز، به دلیل اطلاع وی از خصوصیات منبع کلون، یعنی چون انسان شبیه سازی شده همه چیز را در مورد خود می داند (یا معتقد است که می داند) اطلاع از خصوصیات فرد اهداکننده DNA باعث دیکته شدن تمام انتظارات، پیش گویی ها، امیدها، ترس ها، اهداف، مقایسه ها، استانداردهای موفقیت و شکست خواهد شد. برخی ازمخالفان معتقدند: «انسان شبیه سازی شده، سرنوشت خود را با فرضیات بسیاری در خصوص ویژگی های منبع شبیه سازی می سازد و به موجب تحمیل آنها بر تمام ابعاد زندگی اش، استقلال خود را از دست خواهد داد». (5) عامل دیگر سلب آزادی ممکن است انتظارات والدین مبتنی بر انتخاب ژنوم باشد به این معنا که چون آنها از منبع کلون خبر دارند انتظار داشته باشند که کودک آنها زندگی منبع ژن خود تقلید کند. بدین ترتیب آنها با راهنمایی کودک برای برآورده ساختن انتظارات، او را از توانایی برای انتخاب مسیر زندگی خویش محروم کنند.
با توجه به مطالبی که در ابتدای مقاله ذکر شد به نظر می رسد که ریشه اصلی این اشکال، پندار نادرست از شبیه سازی به عین سازی است. اگر خود فرد شبیه سازی شده و والدین او متوجه باشند که فرد شبیه سازی شده، کپی و نسخه ثانویه شخص اصلی (دهنده سلول) نیست، هم خودش شخص اینده ای باز و نامتعین برای خود تصور خواهد کرد و هم انتظارات بی مورد والدین کنترل خواهد شد. علاوه بر اینکه انتظارات نادرست والدین از فرزند خود، مساله ای است که اختصاص به شبیه سازی ندارد و در حالت عادی هم برخی از والدین دوست دارند فرزندانشان به آینده ای که آنها برایش ترسیم کرده اند، برسند و آرزوهای آنها را برآورده سازند.
3-2. سلب استقلال فردی به خاطر سرنوشت از پیش تعیین شده
برخی در رد شبیه سازی به این دلیل تمسک می جویند که دانستن این نکته که دوقلوی پیشین یک فرد، مسیر زندگی وی را رقم خواهد زد، و او به سرنوشت دوقلوی پیشین خود دچار خواهد شد، اثرات سوء روحی و روانی به دنبال خواهد داشت. در واقع دوقلوی پسین ممکن است این گونه تصور کند که سرنوشت او در گذشته رقم خورده است. هرچند که این احساس، نادرست است و فاقد اعتبار علمی است ولی اثر خود را خواهد گذاشت.(11) یورگن هابرماس از جمله این مخالفان است که می گوید: «بی تردید این که ما بر ساختار ژنتیکی را چگونه تلقی کنیم، نتیجه فرایند طبیعی و حادث، یا بخشی از یک طرح «پنهانی»، یا در دیدگاه مذهبی به مثابه عطیه الهی، تفاوتهای زیادی ایجاد می کند. این گونه تفاسیر، آگاهی شخص را در مورد میزان اختیارش از حیث کارهای روزمره اش شکل می دهد. اما هنگامی که شخص می تواند طرح ژن هایش را نه با تصادفی طبیعی، نه با مشیت الهی بلکه توسط شخص دیگری مثل خود سازمان دهی شده است، چه گونه ممکن است بر آگاهی او تأثیر نگذارد؟» (به نقل از 13)
این اشکال در واقع نتیجه دو پندار نادرست، یکی اعتقاد به جبر ژنتیکی و دیگری تحویل شبیه سازی به عین سازی است. اگر متوجه باشیم که اعمال، رفتار و تصمیم های شخص تنها تابع ساختار ژنتیکی او نیست و عوامل محیطی نقش مهمی در شکل گیری شخصیت و تصمیمات فردی دارد، چون شرایط و زمانه فرد شبیه سازی شده متفاوت از فرد دهنده سلول است، در نتیجه آینده او در دستان خود خواهد بود نه اینکه سرنوشت محتوم پیشینی داشته باشد.
3-2. تعارض شبیه سازی با اصل اختیار
دلیل دیگر مخالفان در رد شبیه سازی انسانی، تعارض آن با اصل اختیار و آزادی انسان است. هابرماس در این باره می گوید: «فردی که اقدام به تکثیر مصنوعی شخص دیگر می کند، از قبیل برنامه ریزی کرده و تمام صفات و خصوصیات فرد دلخواه خود را طراحی می کند». به اعتقاد این مخالفان، شرط ضرروی عمل آزاد و پذیرش نتیجه عمل فرد توسط خود او این است که دیگری او را مسلوب الاختیار نکرده باشد. (13)
این اشکال تنها وقتی وارد است که دیدگاه جبر ژنتیکی که معتقد است تمام اعمال انسان محصول ساختمان ژنتیکی اوست، پذیرفته شده باشد. چون تنها در آن صورت است که می توان فرد شبیه سازی شده را مسلوب الاختیار خواند. درواقع، به اعتقاد این مخالفان چون در شبیه سازی، ساختمان ژنتیکی انسان تولید شده توسط شخص دیگری دستکاری شده، فرد تولید شده، مسلوب الاختیار گردیده و به خاطر طراحی دیگران، مجبور به انجام کارهایی است که آنها در ژنتیک او پی ریزی کرده اند.
اما فرضیه جبر ژنتیکی مخالفان بسیاری دارد. چرا که اگر این فرضیه درست باشد، همه انسان ها حتی انسان های تولید شده از طریق طبیعی، مجبور و مسلوب الاختیار خواهند بود که آنچه را ساختار ژنتیکی آنها انسان های تولید شده از طریق طبیعی، مجبور و مسلوب الاختیار خواهند بود که آنچه را که ساختار ژنتیکی آنها اقتضاء می کند انجام دهند. هر انسان متولد شده، دارای ساختار ژنتیک خاصی است ولی به جز جبرگرایان ژنی، هیچ کس نمی گوید که او مجبور به انجام اعمالی است که ژن های او اقتضا می کند. (14) واقعیت این است که هر انسانی با هر ساختار ژنتیکی، اختیار و آزادی را بالوجدان در درون خود می یابد و خود را مجبور به کاری نمی بیند. البته نمی توان منکر علیت ناقصه ساختمان ژنتیکی، در حدّ اقتضا و تأثیرگذاری بود. ولی این تأثیرگذاری به حدّ علیت تامه و ضرورت نیست. بنابراین شخص شبیه سازی شده نیز که ساختمان ژنتیکی مشابه با انسان دیگری را دارد، همانند دهنده سلول و همانند هر انسان دیگری که ساختمان ژنتیکی خاص خود دارد، مجبور به اعمال خاصی نخواهد بود. بلکه تنها زمینه برخی کارها در او وجود خواهد داشت. همانطور که در هر انسانی با هر ژنتیکی، زمینه برخی از کارها وجود دارد. او می تواند به سبب تربیت اجتماعی و اخلاقی، اقتضاءات ژنتیکی خود را کنترل کند. بنابراین هیچ تفاوتی میان شخص تولیدشده از راه شبیه سازی با انسان های متولد شده از راه طبیعی، از حیث اختیار با جبر ژنتیکی وجود ندارد و نمی توان شبیه سازی را سلب اختیار از انسان تولیدشده دانست و شخص دیگر را مسئول اعمال او شمرد.
علاوه بر این، با تنقیح مناط می توان همین اشکال را به تولید مثل از راه آمیزش جنسی نیز وارد دانست. چون فرزندان قسمت اعظمی از ساختار ژنتیکی والدین خود را به ارث می برند. در نتیجه، والدین نیز در تولید مثل طبیعی، خواسته یا ناخواسته، به نحوی در سرنوشت فرزند خود دخالت می کنند و او را شبیه خود می سازند. کسی نمی تواند منکر شباهت های ظاهری، روحی و اخلاقی فرزندان با والدین خود بشود. پس نتیجه آن می شود که حتی والدین هم حق بچه دار شدن از راه طبیعی و تولید مثل را هم ندارند. چون با این کار آزادی و اختیار فرزند خود را محدود می کنند.
4. نقض اصل کسب رضایت آگاهانه
یکی دیگر از اصول اخلاقی که مخالفان شبیه سازی به آن تمسک می جویند اصل «کسب رضایت آگاهانه» است. بر اساس این اصل، هرگونه تصرفی در بدن انسان دیگر مشروط به اطلاع رسانی ب او و کسب رضایت از وی است. پزشک تنها باید تمام اطلاعات درباره نوع درمان، نوع آزمایش تحقیق، عمل جراحی و... را در اختیار بیمار بگذارد. (5) ضرورت کسب رضایت مبتنی بر اصل استقلال فردی است. مخالفان شبیه سازی معتقدند چون در شبیه سازی امکان کسب رضایت آگاهانه از فرد شبیه سازی شده قبل از انجام عمل وجود ندارد بنابراین شبیه سازی ممنوع است. (2 و 13) آنها همچنین با طرح سوالاتی، وجود ابهامات در این اصل را دلیل منع شبیه سازی ذکر می کنند. این سوالات از این قبیل است: در شبیه سازی از چه کسی باید رضایت گرفت؟ آیا رضایت دهنده سلول کافی است یا رضایت دهنده تخمک نیز لازم است؟ چه کسی می تواند به خطرات و خسارات بر روی افراد و نسل های شبیه سازی شده بعدی رضایت دهد؟ آیا رضایت آگاهانه دهنده کلون برای روا بودن خطرات فیزیکی یا عاطفی وارده بر فرد شبیه سازی شده کافی خواهد بود؟(5)
در نقد این دلیل باید گفت که اصل «کسب رضایت آگاهانه» در پزشکی، در ارتباط پزشک و بیمار معنا دارد که هرگونه اقدامی از سوی پزشک در مورد بیماراش را منوط به کسب رضایت از او می کند. بیمار یک موجود بالفعل است که دارای آزادی، استقلال فردی و احترام است و هرگونه اقدامی از سوی دیگران در مورد او منوط به آگاهی و کسب رضایت از اوست. اما در مسأله شبیه سازی، این اصل، کاربرد ندارد. چون هنوز انسانی به طور بالفعل وجود ندارد تا رعایت آزادی، استقلال فردی و احترامش لازم باشد. آنچه بالفعل وجود دارد، انسان دهنده سلول و تخمک است که البته کسب رضایت از آنها و اطلاع رسانی در مورد مصرف سلول و تخمک آنها لازم و ضروری است. پندار غلط مخالفان شبیه سازی این است که چون در شبیه سازی امکان اجازه گرفتن از انسان تولید شده قبل از تولید وجود ندارد، پس شبیه سازی غیرمجاز است، شبیه سازی نوعی حاکمیت بر سرنوشت انسان تولید شده و دخالت در آینده اوست. ولی باید توجه داشت که عدم امکان اجازه گرفتن در شبیه سازی، مسأله را از قبیل مسائل سالبه به انتفاء موضوع خواهد کرد. یعنی وقتی موضوعی وجود نداشته باشد، لزوم کسب اجازه از او هم منتفی خوهد بود. بنابراین، چون جایگاه اصل کسب رضایت آگاهانه، در مورد انسانهای موجود بالفعل دارای تشخص اخلاقی (personhood) است نه در مورد انسان های بالقوه یا مفقود، که هنوز موجودیتی و تشخصی پیدا نکرده اند، نمی توان از این اصل، علیه شبیه سازی استفاده کرد.
علاوه بر اینکه شبیه سازی از جهت عدم ضرورت و کسب اجازه، مانند تولید مثل طبیعی از طریق آمیزش است. در تولید مثل از طریق آمیزش نیز والدین بدون اجازه گرفتن از فرزند خود، او را به دنیا می آورند و بسیاری از خصوصیات ژنتیکی خود را برای او به ارث می گذارند. پس آیا باید گفت که طبق اصل رضایتمندی این کار والدین ممنوع است؟ هرگز.
اما احتمال وجود خطر برای فرزند متولد شده از طریق شبیه سازی، نمی تواند مانع اقدام والدین به داشتن فرزند از این طریق باشد. همچنین در صورت بروز مشکلات برای فرزند متولد شده از این طریق نمی توان آنها را مسئول آن دردها و مشکلات دانست. همانطور که در ازدواج های فامیلی یا مبتلا بودن والدین به یک بیماری خاص، احتمال بروز این خطرات و مشکلات برای فرزند وجود دارد، ولی کسی نه آنها را از حق فرزند دار شدن منع می کند و نه آنها را مسئول نقص یا بیماری فرزندشان می داند.
5. نقض اصل غایت مندی انسان
استدلال مهم دیگری که مخالفان شبیه سازی به آن تمسک می جویند اصل غایتمندی انسان است. همانطور که پیش تر بیان شد «اصل غایت» کانت به ما توصیه می کند به خاطر ارزش ذاتی انسان، در رفتارهایمان با خود و دیگر انسان ها همیشه باید چنان رفتار کنیم که انسانیت را هدف قرار دهیم نه چون وسیله ای برای اهداف و غایات دیگر. (10) از آنجا که در شبیه سازی، انسانیت انسان تولید شده وسیله قرار می گیرد و هدف از شبیه سازی تولید گروه زیادی از انسان های همسان ژنتیکی برای استفاده در جنگ و یا در زمان صلح برای انجام کارهای سخت و طاقت فرسا، تکثیر افراد نابغه و سرشناس علمی، سیاسی و نظامی و...، تولید فرزندان ژنوتیپ دلخواه، جایگزین کردن همسر، فرزند یا بستگان تازه درگذشته است، بنابراین شبیه سازی ممنوع است. (13)
به نظر می رسد که استفاده از اصل غایات کانت برای منع شبیه سازی، تمام نیست و این اصل شبیه سازی را به طور مطلق منع نمی کند. در واقع عدم توجه به معنای غایت بودن انسان از نظر کانت باعث استفاده نادرست از این اصل شده است. چرا که در شبیه سازی نیز ممکن است انسانیت هدف و غایت قرار گیرد. اصل غایات کانت، تنها آن نوع از شبیه سازی که در آن، انسانیت افراد وسیله قرار می گیرد و مقصود و هدف شبیه سازان، تولید انسان هایی با توانایی های خاص برای به خدمت گرفتن در کارهای خاص است را منع می کند، مانند تولید انسان های با قدرت بدنی بالا برای استفاده در جنگ ها یا تولید توابغ علمی برای استفاده در آزمایشگاه و پژوهشگاه با اهداف غیرانسانی و سودجویانه. ولی شبیه سازی درمانی و آن نوع از شبیه سازی تولیدی که در آن، مقصود، تولید انسان کامل بدون عیوب ژنتیکی و بدون بیماری های خاص است را رد نمی کند. چون انسانیت افراد تولید شده در این نوع شبیه سازی، وسیله قرار نگرفته بلکه هدف و غایت در نظر گرفته شده است. (15)
علاوه بر این که می توان ادعا کرد که در تولید فرزند از طریق آمیزش جنسی نیز ممکن است انسانیت فرزند وسیله قرار گیرد. چرا که گاه، والدین برای تحقق آمال و آرزوهای خود، مانند عصای دوران پیری، تداوم نسل، فرار از تنهایی و... دست به تولید مثل می زنند. پس می توان مدعی شد که انسانیت فرزند تولید شده در این موارد، وسیله برای تحقق آمال دیگران شده است. در نتیجه، طبق اصل غایت مندی، تولید مثل از طریق آمیزش جنسی نیز باید ممنوع باشد. غایت یا وسیله قرار دادن دیگر انسان ها امری است که مربوط به قصد و غرض فاعل است و شبیه سازی ذاتاً ملازم با وسیله قرار دادن انسانیت نیست. هدف اولی و اصلی در شبیه سازی فقط، تولید انسان است. اما این انسان تولید شده مانند دیگر انسان ها هم می تواند وسیله قرار داده شود و هم هدف و غایت . در اینجا است که کانت به ما می گوید از انسان موجود به عنوان وسیله استفاده نکنید و به شأن انسانی و استقلال فردی او احترام بگذارید. بنابراین می توان انسانی را با شبیه سازی تولید کرد و هم او راغایت و هدف قرار داد.
6. نقض اصل تفرد انسانی
دلیل دیگر مخالفان شبیه سازی انسان، نقض اصل تفرد یا «منحصر به فرد بودن» انسان است. به اعتقاد ایشان در کلونینگ انسانی، حق انسانهای شبیه سازی شده در فرزد و احد و منحصر به فرد بودن و داشتن هویتی که تنها متعلق به خودشان است نفی می شود.اعلامیه جهانی درباره ژنوم انسانی و حقوق بشر نوامبر 1997 یونسکو اظهار می کند که «کرامت انسانی این امر را واجب می سازد که افراد به شخصیت های ژنتیکی خود تقلیل داده نشوند و به فردیت و تنوع آنها احترام گذاشته شود». شبیه سازی انسانی، انسانی را به دو صورت دو قلوهای همسن می سازد. (9) اما اگر ژن ها بطور تصادفی ترکیب شوند، یعنی دستکاری ژن ها قبل از تولد اعمال نشود، هم اصل همان «کسب رضایت آگاهانه» نقض نمی شود و هم حق «منحصر به فرد بودن شخص» پابرجا می ماند. (13)
منشاء این اشکال نیز پندار نادرست از شبیه سازی به عین سازی است. به نظر ایشان، چون انسان شبیه سازی شده از سلول شخص دیگر به وجود آمده، ساختمان ژنتیکی اش دقیقاً شبیه به او بوده، در نتیجه، کپی شخص دیگر خواهد بود. از این رو، یک انسان منحصر به فرد که ژن های او بطور تصادفی ترکیب شده باشند، نخواهد بود. بنابراین در استدلال دو پیش فرض وجود دارد: 1. شبیه سازی یعنی کپی سازی از یک انسان که از هر جهت شبیه اصل خود است؛ 2- تشخص و تفرد انسانی به ساختمان ژنتیکی او وابسته است. اما هر دوی این پیش فرض ها اشکال دارد. اولاً، اگرچه به عنوان بکار رفته برای این فناوری، شبیه سازی یا همسان سازی است ولی هیچ متخصّصی تا به حال مدعی نشده که انسان تولید شده از این طریق دقیقاً کپی انسانی است که سلول از او گرفته شده است. شباهت ژنتیکی آنها صد در صد نخواهد بود. (14) در شبه سازی، تولید افراد یکسان واقعاً غیرممکن است. تحقیقات نشان داده است که تأثیرات محیطی پس از زایمان، چنان است که حتی اگر تولید انسان های کاملاً یکسان در دستور کار قرار گیرد، این امر غیر ممکن است. اعضای یک کلون، هرگز یکسان نخواهند بود. آنها می توانند خود را از دیگری متمایز کنند. (16) ثانیاً ملاک تفرد و تشخص یک فرد، ساختمان ژنتیکی او نیست. ساختمان ژنتیکی می تواند یکی از عوامل باشد. هویت شخصی را نباید به خصوصیات ژنتیکی محدود کرد؛ چرا که عوامل تربیتی، محیطی، فردی، عاطفی، اجتماعی، معنوی و فرهنگی در شکل گیری آن نقش دارند و اصل آزادی نیز در آن دخیل است. (14) اگر دو نفر از لحاظ ژنتیکی شبیه و بلکه عین هم باشند، می توانند به خاطر عوامل دیگری مانند محیط، جامعه، فرهنگ، تربیت، علم، اخلاق و ... از هم مختلف باشند. کلونینگ هیتلر و اینشتین به معنای تولید هیتلر و انیشتین دیگر نیست. اگر افراد شبیه سازی شده بر تفاوت ها و ترجیحات خود مانند سطح علمی و سواد، زبان، سبک زندگی، نوع لباس پوشیدن، مدل مو و... خود تأکید کنند، می توانند شخصیت خود را منحصر به فرد سازند.
هم چنین از نظر فلسفی، عامل اصلی تشخص هر فرد، اصل وجود اوست نه اعراض کمّی و کیفی اش. یعنی هر موجودی که وجود می یابد، همین وجود عامل تفرد و تشخص اوست. وجود و وحدت، دو مفهوم مساوق هستند یعنی هر موجودی واحد و فرد است. از نظر فلسفی، دو خودکار که تولید یک کارخانه است و از نظر اوصاف مختلف، عین هم هستند، دو فرد مختلف محسوب می شوند چون دو موجود هستند. وقتی به پیرامون خود توجه می کنیم انسان هایی می یابیم که هر کدام از یک یا چند جهت شبیه ما هستند ولی این شباهت ها باعث عدم احساس فردیت ما نمی شود. لذا شبیه سازی به معنی سلب فردیت از انسان تولیدشده نیست.
7. غیرطبیعی بودن تولید مثل از طریق شبیه سازی
یکی دیگر از دلایل مخالفان شبیه سازی، غیرطبیعی دانستن تولید انسان از راه شبیه سازی و دخالت کردن در کار خلقت خداوند است. (16 و 17) برخی از کشیشان و روحانیان دینی تولید انسان از این طریق را ناقض قانون طبیعت عنوان کرده اند. (9)
جای این سوال از مخالفان شبیه سازی است که معیار طبیعی بودن و نبودن یک پدیده چیست؟ چرا تولید مثل از طریق آمیزش جنسی را راه طبیعی می دانند ولی شبیه سازی را غیرطبیعی می خوانند؟ آیا به صرف نو و جدید بودن این تکنیک، باید آن را غیرطبیعی بخوانیم؟ آیا شبیه سازان در کار خلقت خدا دخالت می کنند یا فقط موفق شده اند راه دیگری که خداوند در طبیعت برای تولید مثل قرار داده است را کشف کنند؟ واقعیت این است که در شبیه سازی کاری غیرطبیعی رخ نمی دهد. خداوند از بدو خلقت دو راه طبیعی برای تولیدمثل انسان ها قرار داده بود: یک از طریق آمیزش و دیگری از طریق شبیه سازی انسان های گذشته به علت جهل خود، تنها از یک راه که آمیزش جنسی بود می توانستند برای تولید انسانی دیگر استفاده کنند. ولی انسان های جدید با پیشرفت علم، پی به راه دوم خداوند نیز برده اند و می تواننداز آن رزاه تولید مثل کنند. اما در هر دو راه، آن کس که انسان را خلق می کند، رشد می دهد و حفظ می کند، خداوند است نه دانشمندان و دیگر انسان ها. برخی از محققان در رد این استدلال چنین گفته اند:‌«آیا به کارگیری ابزار و وسایل برای انجام کارها امری غیرطبیعی است؟ نزدیک به 2 میلیون سال است که انسان ها از ابزار و وسایل برای انجام کارهای خود استفاده کنند. لذا پذیرش این مساله خیلی دشوار است که استفاده از فناوری شبیه سازی را غیرطبیعی بخوانیم. عجیب تر از آن این است که بکارگیری یک ابزار را طبیعی بخوانیم و بکارگیری ابزار دیگری را غیرطبیعی. هم اکنون انسان ها از رحم اجاره ای برای تولید مثل انسانی استفاده می کنند.»(9)
8. نقض حق تصادفی بودن ترکیب ژنی
برخی در مخالفت شبیه سازی گفته اند: «همه انسان ها این حق را دارند که ژن های آنها ترکیب تصادفی داشته و کسی در این کار دخالت نداشته باشد.»(13)
اولاً پاسخ داده شده به استدلال نقض اصل کسب رضایت آگاهانه می تواند در اینجا نیز بیان گردد. چون حق متعلق به صاحب حق است، بنابراین صاحب حق باید بالفعل موجود باشد تا بتوان حقی برایش قائل شد. از آنجا که قبل از تولد هنوز انسانی بالفعل موجود نیست، فرض حق تصادفی بودن ترکیب ژنی برای انسان ها بی مورد است. اما اشکال اصلی در اثبات چنین حقی برای انسان ها است. جای این سئوال است که حق ترکیب تصادفی ژن ها چگونه حقی است و مخالفان از کجا و چگونه آن را برای انسان ثابت می کند؟ آنچه ما معتقد به آن هستیم حق استقلال فردی و مالکیت بر بدن است که اصل کسب رضایت آگاهانه از آن ناشی می شود. اما چیزی به نام حق تصادفی ترکیب ژنی نمی توان قائل شد. در واقع، قائل شدن حق تصادفی ژنی برای انسان ها چیزی غیر از اصل مدعا که انسان حق شبیه سازی و تولید انسان دیگر از این طریق را ندارد، نیست و این استدلال چیزی غیر از مصادره به مطلوب نیست.
اشکال دیگر به این است که آیا عقلائی است که انسان آینده خود را به تصادف سپارد؟ آیا نوزادان نارس و عقب مانده، نتیجه همین تصادفی که مخالفان علاقمند به آن هستند و آن را حق هر انسانی می شمارند نیست؟ آیا دانشمندان وظیفه ندارند، این تصادفات مضرّ به سعادت انسان ها را کنترل کنند؟
9. خطر اقدام به اصلاح نژادی از طریق شبیه سازی
یکی دیگر از نگرانی های مخالفان شبیه سازی بکارگیری این فناوری برای اصلاح نژادی است. اصلاح نژاد از طریق شبیه سازی به دو طریق مثبت و منفی ممکن است رخ دهد. اصلاح نژادی منفی در راستای بهبود وضعیت سلامت جسمانی، اقدام به حذف عناصر ژنتیکی منفی و مخرب می کند. اما غرض از اصلاح نژادی مثبت، ایجاد تغییرات دلخواه ژنی برای ایجاد موجودی با ویژگی های خاص است. (5 و 18)
مسأله اصلاح نژادی خود شبیه سازی، موضوع مناقشه آمیزی است که موافقان و مخالفانی دارد. این استدلال مبتنی بر این پیش فرض است که اصلاح نژادی کاری نادرست و ممنوع است. اما کسی که موافق اصلاح نژادی است، بکارگیری شبیه سازی برای این مقصود را نیز جایز خواهد دانست. به نظر می رسد که از نظر عقلی، اصلاح نژادی منفی امری جایز و پسندیده است. وظیفه علم پزشکی تنها این نیست که بیماری ها و نارسایی های محقق شده را درمان کند بلکه وظیفه مهم ترش، جلوگیری از این بیماری ها و اختلالات است. بنابراین، در شبیه سازی برای اصلاح نژادی منفی چون هدف، تولید انسان های سالم و فاقد اختلالات ژنی است، این نوع شبیه سازی، خدمت به انسان ها و بشریت و غایت قرار دادن آنها است. اما اصلاح نژادی مثبت نیاز به بحث مستقل و مستوفایی دارد. در نتیجه، این استدلال تنها می تواند شبیه سازی برای اصلاح نژادی مثبت را منع کند نه مطلق شبیه سازی.
10. تهدید احتمالی بنیان خانواده، نسب و روابط فامیلی
یکی دیگر از نگرانی های مخالفان شبیه سازی از بین رفتن بنیان خانواده و روابط فامیلی و خانوادگی است. (2) چرا که در این فناوری برای تولید کودک نیاز به والدین نیست و سلول هسته را می توان از هر کسی گرفت و در سلول تخمک هر زنی قرار داد و در رحم زن دیگری کاشت. یکی از موارد مشکل تشخیص روابط خانوادگی آنجاست که سلول شخص ثالث غیرمرتبط را در تخمک زنی غیر از همسر قرار داده و سلول بارور شده را در رحم همسر نابارور قرار داد. فرزند متولد شده در این حالت متعلق به کیست؟ متعلق به دهنده سلول یا صاحب تخمک یا حامل رویان؟(5 و 19) اگزر زرابطه دهنده سلول و تخمک در نظر گرفته شود چهار حالت پیش می آید: 1) دهنده سلول، شوهر دهنده تخمک است؛ 2) دهنده سلول، مرد بیگانه است؛ 3) دهنده سلول، خود دهنده تخمک است؛ 4) دهنده سلول، زن بیگانه است. در هر یک از این فرض ها نیز ممکن است مادر جانشین، خود دهنده تخمک باشد یا زن دیگری، که مجموعاً هشت صورت خواهد داشت. به اعتقاد مخالفان، در هر یک از حالت ها، فرد شبیه سازی شده هیچ نسبتی با دهنده تخمک یا مادر جانشین ندارد و تنها از نظر ژنتیکی جفت دوقلوی دهنده سلول است. به دیگر سخن، در همه این موارد فرزد تولید شده به شوهر یا همان دهنده سلول ملحق نمی شود و نمی توان از قاعده «فراش» استفاده کرد. زیرا در فرض نخست، کودک، جفت دوقلوی شوهر زن دهنده تخمک است و در فرض دوم، جفت دوقلوی مرد بیگانه است و در فرض های دیگر هم به همین شکل، بنابراین، در همه فرض ها کودک تولیدشده خواهر یا برادر فرد شبیه سازی خواهد شد. (6)
روشن است که این دلیل، یک دلیل قاطع در رد شبیه سازی انسان نیست. در واقع، مخالفان صرفاً به طرح یک سلسله سوالات و ابهامات در مورد نسب و روابط فامیلی میان انسان شبیه سازی شده و دهندگان سلول و تخمک می پردازند. به هر حال وظیفه علماء و فقه و حقوق این است که برای پدیده های جدید، پاسخ و راه حل ارائه نمایند. به نظر میرسد که با تأملات فقهی و حقوقی بتوان برای این مشکل نسب پاسخی یافت. آنچنان که برخی بین جنین شبیه سازی شده و مادر، رابطه احکام مادر و فرزندی برقرار می کنند و چون شوهر را در ایجاد فرزند دخیل نمی دانند، فرزند را به مادر ملحق می کنند. (6) هم چنین ممکن است ادعا کنیم چون تخمک، حامل سلول است، زرابطه دهنده سلول با دهنده تخمک، رابطه فاعل و مفعولی است. لذا دهنده سلول نقش شوهر و پدری دارد و دهنده تخمک نقش زن و مادری را. از این رو برای اینکه مشکل نسب و خانواده پیش نیاید می توان با وضع قوانینی شبیه سازی را تنها بین زن و شوهر مجاز دانست که شوهر دهنده سلول و زن دهنده تخمک و حامل جنین باشد و آن دسته از شبیه سازی که دهنده سلول یک زن یا فرزند دیگر والدین است را ممنوع اعلام کرد. هم چنین فرض های دیگر مثل دادن سلول از سوی یک مرد یا زن مجرد را ممنوع کرد. خلاصه، قوانین، ازدواج، عقد دائم و موقت زناشویی را درمورد دهنده سلول و تخمک حامل زرعایت کرد.
دلایل مطرح شده از سوی مخالفان شبیه سازی منحصر به این چند دلیل نیست ولی تلاش بر این بوده است تا مهم ترین آنها را ذکر و مورد نقادی قرار دهد. برخی دلایل دیگر مانند سلب حق هویت، نادیده گرفتن حریم خصوصی، سلب حق طبیعی تولید مثل زنان، آسیب های جسمی، روحی و روانی انسان شبیه سازی شده (5، 11، 6)، نیز در شبیه سازی وجود دارد که به خاطر ضعف آنها از طرحشان امتناع می کنیم.
نتیجه گیری
به نظر می رسد شبیه سازی انسانی از نظر عقلی، ذاتاً اشکال اخلاقی ندارد. وقتی امری به لحاظ ذاتی، اشکال اخلاقی نداشت، برای تصمیم گیری در مورد جواز یا ممنوعیت انجام آن، باید بر اساس معیارهای نتیجه گرایانه و بررسی نتایج سودمند و مضرّ آن تصمیم گرفت.(16) در حال حاضر، این فناوری هزینه های بالایی دارد احتمال موفقیت شبیه سازی پستانداران کمتر از ده درصد است؛ حتی در صورت موفقیت هم احتمال زنده ماندن جنین یا حیوان متولد شده بسیار کم و احتمال دچار شدن آن به انواع بیماری ها زیاد است. (2) اما از طرفی احتمال آن وجود دارد که با پیشرفت های علمی و تحقیقاتی در این فناوری، معایب آن رفع گردد و موفقیت هایی در آن حاصل شود و فوایدی برای افراد و جوامع بشری مانند تولید بافت های پیوندی، کمک به زوجین نابارور و... داشته باشد. علاوه بر این، اغلب نتایج سوء و مضرّی که مخالفان برای این فناوری ذکر کرده اند، مربوط به کارگیری آزاد، گسترده و کنترل نشده آن است. از این رو، به نظر می رسد بکارگیری محدود و کنترل شده این فناوری توسط دولت ها فاقد آن نتایج سوء خواهد بود و در عوض فواید متعددی برای بشریت خواهد داشت. بنابراین، به نظر می رسد که در حال حاضر، نباید بر اساس دلایل غیر متقن، جلوی تحقیقات آزمایشگاهی در مورد شبیه سازی انسان را گرفت. چه بسا با آزاد گذاشتن تحقیقات علمی در این زمینه، پس از مدتی معایب آن برطرف شده و دانشمندان به یک روش علمی مطمئن و سالم در این زمینه نایل شوند و انسان بتواند از منافع و فواید این فناوری نوین بهره جوید. البته روشن است که در آن زمان نیز باید با وضع قوانین لازم و مناسب، جلوی سوء استفاده از آن را گرفت. همانطور که در تولید مثل از راه آمیزش، باید محدودیت هایی قائل شد تا بشریت به خاطر ازدیاد جمعیت و کمبود امکانات دچار مشکل نشود، در تولید مثل از طریق شبیه سازی نیز باید محدودیت هایی ایجاد گردد تا آثار سوئی برای جامعه ایجاد نکند.
پی‌نوشت‌ها:
1. استادیار دانشگاه زنجان
2. پزشک عمومی
3. مثلاً فیلم «پسران برزیلی» نمایش گر تلاش نئونازیست ها برای کلون کردن هیتلر است که در نهایت موفق به این امر می شوند یا چشم انداز بسیار سیاه آینده توسط پیش گویی های آلدوس هاکسلی در کتاب «دنیای قشنگ نو» (Brave New world) در سال 1923 که ششصد سال آینده را پیش گویی می کند که فجایع ناشی از جنگ، رهبران جهانی را متقاعد می کند تا نظم نوینی را در دنیا ایجاد کنند. انسان ها در این زمان، حاصل تولید انبوه کارخانه های عظیم جنینی اند و شبیه سازی ابزاری برای ایجاد طبقه های مختلف انسانی است
  1. ترمه قربانیان
  2. مقالات ، کتب و جزوات آموزشی
  3. چهارشنبه, 03 تیر 1394
  4.  اشتراک
هنوز نظری قرار داده نشده است
پاسخ صحیح Pending Moderation
1
رای
لغو
https://encrypted-tbn2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQjTa5Are5bKn7cMo7OfwYd-oUoSNiOtKYmNM8tC4nAYyHBowHL
هنوز نظری قرار داده نشده است
  • صفحه :
  • 1


پاسخی ارسال نشده است
همچنین این پست قفل است و امکان ارسال نیز وجود ندارد
ham
javidan
faranovin2
nabisa
nbt.p
pol
tat
ayande
 
 
Top
آیا به تازگی با مجموعه اِپرا آشنا شده اید؟ آیا تمایل دارید اطلاعات بیشتری از ما داشته باشید؟ More details…